امروز   شنبه ۱۳۹۶/۸/۲۷ - ۰۵:۵۳
واقعه فتح شهر مکه در سال هشتم هجری به دست مسلمانان و به فرماندهی پیامبر اکرم(ص) رخ داد.

فتح مکه

کد خبر :   12087 ۱۳۹۴/۱۰/۱۷ بازدید :   219

واقعه فتح شهر مکه در سال هشتم هجری به دست مسلمانان و به فرماندهی پیامبر اکرم(ص) رخ داد. علت این جنگ، پیمان‌شکنی قریشیان بود. از پیامدهای این فتح، روی‌آوردن مشرکان شبه‌جزیره عربستان به اسلام در سال‌های بعد بود. سران مشرکان قریش از جمله ابوسفیان قبل از ورود مسلمانان به شهر مکه، اسلام آوردند. پیامبر با ندای الیوم یوم المرحمه (امروز، روز رحمت و گذشت است) فرمان عفو عمومی صادر کرد.

علت وقوع جنگ

علت وقوع این جنگ آن بود که قریشیان صلح حدیبیه را نقض کردند. در سال ششم هجری و پس از وقوع سه جنگ بزرگ بدر، احد و خندق، سرانجام مسلمانان و مشرکان در منطقه حدیبیه با یکدیگر قرارداد صلحی امضا کردند که طبق آن تعیین شد که ده سال میان طرفین صلح برقرار گردد.

اما دو سال بعد، قریش این صلح‌نامه را نقض کرد. قبیله بنی‌خزاعه با مسلمانان و قبیله بنی‌بکر با قریش هم‌پیمان بودند. در نبردی که در سال هشتم میان این دو قبیله رخ‌داد، مردانی از قریش به نفع بنی‌بکر، افرادی از بنی‌خزاعه را کشتند. این به معنای نقض صلح حدیبیه بود و با اینکه ابوسفیان شخصاً برای عذرخواهی به مدینه رفت، عذرش پذیرفته نشد و در اندک مدتی، پیامبر با سپاهی انبوه، که در زمان صلح و گسترش اسلام گردآمده بود، عازم فتح مکه شد.

جمع‌آوری سپاه

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) به اعراب مسلمان باديه نشين پيام دادند كه اگر كسى به خدا و روز قيامت ايمان دارد ماه رمضان در مدينه باشد. آنها حضرت نمايندگانى به قبايل مختلف فرستاد تا آنان را بسيج كنند.شماره سپاهيان اسلامى را ده هزار و از قبائل مختلف بدين ترتيب نوشته‌اند:

مهاجران ۷۰۰ مرد ۳۰۰ اسب‏

أنصار ۴۰۰۰ مرد ۵۰۰ اسب‏

مزينه ۱۰۰۰ مرد ۱۰۰ اسب ۱۰۰ زره‏

أسلم ۴۰۰ مرد ۳۰۰ اسب‏

جهينه ۸۰۰ مرد ۵۰ اسب‏

بنى كعب بن عمرو ۵۰۰ مرد

 بنى سليم ۷۰۰ مرد

 بنى غفار ۴۰۰ مرد

 از ديگر قبائل در حدود ۱۵۰۰ مرد

آغاز حرکت

پیامبر با سپاه به سوی مکه حرکت کرد. یکی از مسلمانان مهاجر، به نام خاطب بن ابی بلتعه پیش از حرکت سپاه اسلام، خبر حرکت آنان را به واسطه زنی به نام "ساره" برای قریش ارسال کرد، ولی پیامبر(ص) از جاسوسی آن دو با خبر گردید و حضرت علی(ع)، زبیر و مقداد را مأموریت داد که به هر صورت ممکن، آن زن جاسوس را بیابند و دستگیر کنند.

آنان، زن جاسوس را در میان راه مدینه و مکه، در مکانی به نام "روضه خاخ" و به قولی در "خلیقه" یافتند و به نزد پیامبر(ص) آوردند.

 پیامبر(ص)، مراقبت و مواظبت زیادی کرد تا قریش از حرکت سپاه اسلام آگاه نگردد. بدین جهت تا رسیدن سپاه به "مرّالظّهران" که در چند کیلو متری مکه است، اهالی مکه و جاسوسان و نفوذی‌های آنان هیچ خبری از حرکت جهادی سپاه اسلام نداشتند.

تسلیم شدن سران مکه

هنگامی که سپاه اسلام به مرّ الظهران رسید، رسول خدا (ص) دستور داد تا در نقاط بسيار زيادى آتش روشن کنند. مجموعاً ده هزار آتش افروخته شد. ابوسفيان، حكيم بن حِزام و بُدَيل بن ورقاء كه براى به دست آوردن خبر آمده بودند از دور با ديدن آتش وحشت كرده گمان كردند كه قبيله هوازن قصد يورش به آنان را دارد. زمانى كه ابوسفيان نزديك‏ تر شد، سپاه اسلام را ديد.

عباس، عموی پیامبر، ايشان را با خود نزد رسول خدا(ص) برد تا مسلمان شوند. عباس به پیامبر(ص) گفت: من آنها را پناه داده‌ام و می‌خواهند به حضور شما برسند. پیامبر(ص) آنها را به حضور پذیرفت. آن‌ها تمام شب را در خیمۀ پیامبر(ص) بودند. پیامبر(ص)از آنها اخباری پرسید و به اسلام دعوتشان کرد و فرمود: بگویید: «لا اله الا الله» و گواهی دهید که من رسول خدا هستم. آن دو نفر شهادتین گفتند، اما ابوسفیان بعد از گفتن «لا اله الا الله» هنگام گواهی به رسالت پیامبر(ص) گفت:‌ ای محمد! در دل من از این بابت ناراحتی است، باشد برای بعد. و فردا صبح به پیامبر محمد (ص) شهادت داد.

تاریخ ورود به مکه

پیامبر(ص) در دهم ماه رمضان، در رأس یک سپاه بزرگ ده هزار نفری از مسلمانان اعم از مهاجرین، انصار و قبایل و طوایف اطراف مدینه به سوی مکه حرکت کرد. برخی از مورخان و سیره نگاران، تاریخ فتح مکه را در روز سیزدهم رمضان ذکر کرده‌اند،ولی اکثر علمای شیعه و اهل سنت، روز بیستم رمضان را روز فتح مکه می‌دانند.

شعار مسلمانان در روز فتح مکه این بود:

«نحن عباداللَّه حقا حقا»؛ ما بندگان شایسته آفریدگاریم حقیقتاً.

عفو عمومی

در روز فتح مکه، هزار نفر از سپاهیان زره پوشیده که با پیامبر(ص)حرکت می‌کردند وارد شهر مکه شدند. همین که سعد بن عباده با پرچم رسول خدا(ص) از برابر ابوسفیان گذشت فریاد کشید:‌ ای ابوسفیان! امروز روز خون ریختن است و خدا قریش را خوار و ذلیل می‌کند. وقتی رسول خدا به ابوسفیان رسید، ابوسفیان گفت: آیا شما دستور داده‌اید که خویشاوندانت را بکشند؟ تو را در مورد قوم خودت به خدا سوگند دهم و تو نیکوکارتر و با پیوندترین مردمی. پیامبر(ص) فرمود: امروز روز رحمت و مهربانی است. امروز روزی است که خداوند قریش را با ایمان عزیز و گرامی خواهد داشت.

پس از آن، پیامبر (ص) دستور داد تا پرچم را از سعد بن عباده بگیرند و به دست پسرش قیس (وبنابر قولی دیگر به زبیر بن عوام یا علی علیه السلام) بدهند.

رسول خدا پس از فتح مکه بر سردر کعبه ایستاد و عفو عمومی اعلام کرد. او رو به اشراف قریش کرده، فرمود: حال چه می‌گویید؟ گفتند: خیر و نیکی، تو برادر و برادرزادۀ ما هستی که اکنون به قدرت رسیده‌ای. رسول خدا فرمود: اما من همان را می‌گویم که برادرم یوسف به برادرانش گفت: امروز بر شما ملامتی نیست. خدا شما را بیامرزد که ارحم الراحمین است.

گروه طلقاء

ابوسفیان و دیگر کسانی که رحمت پیامبر(ص) شامل حال‌شان شده بود به «طُلَقا» (به معنای آزادشدگان) معروف شدند، این لقب برگفته از فرمایش پیامبر(ص) که فرمود: «گمان می‌کنید چه با شما خواهم کرد؟ گفتند: نیکی. برادری کریم هستی و پسرِ برادری کریم. پیامبر فرمود: بروید که شما آزادشدگان هستید.»

در جای دیگر از قول پیامبر(ص) آمده: «الطلقاء من قریش و العتقاء من ثقیف، بعضهم أولیاء بعض فی الدنیا و الآخرةا

مردم به این لقب به عنوان ضعف نگاه می‌کردند و آن را نوعی بدنامی می‌دانستند. عمر گروه طلقاء و فرزندان آنان را شایسته خلافت نمی‌دانست و این مطلب را به اهل شورا گوشزد کرد. حضرت علی(ع) در نامه‌ای به معاویه، به این مطلب اشاره کرده و وی را از طلقا می‌داند.

استثناشدگان از عفو عمومی

پیامبر(ص) پس از آنکه فرمان عفو عمومی صادر کرد عده‌ای را از این امر استثنا کرده و فرمان داد ایشان را هر کجا دیدید بکشید، اگر چه در زیر پرده‌های کعبه باشد. البته تمام این افراد کشته نشدند و بیش از نیمی از آنان امان‌نامه دریافت کردند.

مردان

عکرمه بن ابی جهل: وی قبل از ورود مسلمانان گریخت، اما همسرش که قبلا مسلمان شده بود، خدمت پیامبر(ص) رسیده و برای وی امان گرفت.

صفوان بن امیه:به جده گریخت اما پس از آنکه عمیر بن وهب جهمی برای او امان گرفت نزد پیامبر باز گشت. وی از پیامبر دو ماه مهلت خواست تا اسلام بیاورد، پیامبر(ص) به او چهار ماه مهلت داد، سر انجام پس از مدتی اسلام آورد.

عبدالله بن ابی سرح: وی که برادر رضاعی عثمان بود، پس از مسلمان شدن مرتد شده بود. عثمان برایش امان گرفت.

عبدالله بن خطل: مسلمانی را کشت و مرتد شد. وی پس از فتح مکه به دست مسلمانان کشته شد.

حویرث بن نقیذ: وی در مکه بر علیه پیامبر(ص) شعر می‌سرود و پس از فتح مکه نیز به شرایط عفو عمومی اعتنا نکرده و به بیرون از خانه آمد و از خانه خود گریخت که در بین راه کشته شد.

مقیس بن صباته یا ضبابه: وی یکی از مسلمانان را کشته، فرار کرد و مرتد شد. نمیله بن عبدالله کنانی وی را کشت.

اسلم بن زبعری: به نجران گریخت ولی پس از چندی اسلام آورده و امان گرفت.

وحشی بن حرب: وی قاتل حمزه بن عبدالمطلب عموی پیامبر(ص) بود، پس از چندی خدمت پیامبر(ص) رسید و امان گرفت.

زنان

هند دختر عتبه: مادر معاویه

ساره کنیز عمرو بن عبدالمطلب: وی پیش از حرکت سپاه اسلام برای مشرکان جاسوسی کرده بود. برای وی امان گرفتند، وی در زمان خلافت عمر در گذشت.

دو کنیز عبدالله بن خطل: نام آنان قریبه و فرتنا بود. این دو کنیز آوازه خوان بودند و پیامبر(ص) را با ترانه‌های خود هجو می‌کردند، یکی از آنان اسلام آورد ولی دیگری کشته شد.

فرازی از سخنرانی پیامبر «هر خون و مالی که بر عهده داشتید و همۀ افتخارات واهی جاهلی زیر پا نهاده شده و از میان رفته است. خداوند تکبر جاهلیت و افتخار به پدران را از بین برد. مسلمان برادر مسلمان است و همۀ مسلمانان برادرند. همۀ شما از خاک هستید و گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزکارترین شماست. دور آنها مساوی نزدیک آنان است. نیرومند و ناتوان آنان در جنگ به طور یکسان غنیمت می‌برند. شرکت در جناح چپ یا راست جبهه، یعنی میسره و میمنه، در میزان برداشت غنایم تفاوت نمی‌آورد. خون مسلمانان محترم است و باید محفوظ بماند. باید مسلمانان در مقابل دشمن متحد و هماهنگ باشند. هیچ مسلمانی را در برابر کافر نباید کشت و هیچ صاحب پیمانی در زمان پیمان نباید کشته شود.»

شکستن بت‌ها

پیامبر(ص) پس از فتح مکه اقدام به شکستن بت‌ها نمود، به پیشنهاد پیامبر(ص)، علی(ع) روی شانه‌های ایشان رفت و بت‌ها را یکی پس از دیگری به زمین انداخت. پس از شکستن بت‌ها آیه «قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً؛ و بگو حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابودشدنى است»  نازل شد.

ماجرای بالا رفتن علی(ع)بر شانه‌های رسول خدا را بسیاری از بزرگان اهل سنت در کتاب‌های خود روایت کرده‌اند از جمله: احمد بن حنبل، ابو یعلی موصلی، ابو بکر خطیب در تاریخ بغداد، محمد بن صباغ زعفرانی در «الفضائل»، حافظ ابو بکر بیهقی، قاضی ابو عمر و عثمان بن احمد در کتاب‌های خودشان، ثعلبی در تفسیرش، ابن مردویه در «المناقب»، ابن منده در کتاب «المعرفة»، طبری در «الخصائص»، خطیب خوارزمی در «الاربعین» و ابو احمد جرجانی در «التاریخ» روایت کرده‌اند. همچنین «ابو عبداللَّه جعل» و «ابو القاسم حسکانی» و «ابوالحسن شاذان» کتاب‌هایی در اثبات این قضیه تألیف نموده‌اند.

تلفات

در این روز از مسلمانان مگر دو نفر به نام‌های کرز بن جابرالفهری و خنیس بن خالد اشعری یا خالد اشعری که راه را گم کرده بودند، کسی کشته نشد. این دو نفر از مسیر دیگری رفته و در بین راه به دست مشرکین افتاده و به قتل رسیدند.

پیامدها

با فتح مکه، وعده خدا مبنی بر تمکین و قدرت‌یابی مسلمانان، تحقق پیدا کرد. مکه به تصرف مسلمانان درآمد و مشرکان قریش برای همیشه شکست خوردند. با فتح مکه بزرگ‌ترین قوای نظامی در شبه‌جزیره شکل گرفت که هیچ یک از قبایل یا نیروهای متحد قبیله‌ای توانایی رویارویی با آن را نداشت. پس از مدتی، تقریباً تمام شبه‌جزیره به اسلام گروید. این فتح، آثار بزرگ دینی و سیاسی و اجتماعی، برای مکه در برداشت.

نظرات

نظری برای این خبر ثبت نشده است.
در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • نسل انقلاب مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نسل انقلاب از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.
CAPTCHA Image
Refresh Image