امروز   پنجشنبه ۱۳۹۷/۸/۲۴ - ۰۸:۳۷
علیرضا مفتخری مظاهری

مصاحبه با کارگردان «منو اشتباه گرفتی»

کد خبر :   11683 ۱۳۹۴/۰۸/۲۹ بازدید :   45

اولين سؤالي که در برخورد با فيلم با آن مواجه مي شويم اين است که چرا فيلم فاقد چهره است؟

به گزارش گروه فرهنگی و هنری نسل انقلاب به نقل از پایگاه خبری شاینا؛

 

من فيلم را در درجه اول به عنوان يک تجربه شخصي نگاه مي کنم. تجربه اي که فارغ از تمامي آرايه هاي مرسوم سينماست به اين معني که که قصد توليدي فيلمي را داشتم که تمامي عناصري که در يک فيلم وجود دارند و به عنوان پايه هاي مرسوم و آکادميک يک فيلم هستند، ازجمله وجود بازيگران نامي و عوامل فني حرفه اي در آن حذف شوند و براي اين منظور فيلم را فقط بر مبناي قصه استوار کردم و ملزم به اين بودم که قصه بايد فيلم را پيش ببرد. چيزي که متأسفانه امروزه در سينما به آن کمتر پرداخته مي شود.

شرايط سخت توليد، استانداردها و محدوديت هاي خاص خود را دارد با وجود اين مشکلات و محدوديت هاي مالي  مي توان توليد اين پروژه با اين مختصات را نوعي خودکشي تلقي کرد؟

اين مساله خودکشي نيست. در ادامه بحث قبل بايد ادامه دهم وقتي تعدادي بازيگر شناخته شده دريک فيلم حضور      مي يابند و هنگامي که فيلم عرضه مي شود بدين گونه نيست که کسي فقط بابت ديدن فلان بازيگر براي تهيه فيلم پول پرداخت کند. حتي به نظر من در فيلم هايي که در آن از بازيگران معروف تر استفاده شده اين امر خود يک ضد تبليغ براي فيلم محسوب مي شود. چه بسا فردي بازيگري را نمي پسندد و اين خود دليلي است تا  شخص هرگز فيلم را نبيند.

البته بحث فروش فيلم صرفا بخاطر وجود بازيگر، در موارد معدودي مشاهده مي شود و آن هم حضور سوپراستارهايي در فيلم هاست که بودجه هنگفتي از فيلم را طلب مي کنند و دستمزدشان را با دلار مقايسه مي کنند و به نظر من باعث فلاکت سينماي امروز هستند. چرا که تهيه کننده مجبور مي شود براي پرداخت اين دستمزدهاي نجومي از امکانات ديگر فيلم در بحث توليد کم کند. لذا مساله استفاده از بازيگران نامي را هميشه فرمولي براي تضمين فروش فيلم نمي توان به حساب آورد.

وجود سوپراستارها در فيلم ها علاوه بر هزينه هاي مادي،هزينه هاي معنوي نيز بر فيلم تحميل مي کند به اين شکل که خود بازيگر تعيين ميکند چه ديالوگي را بگويد يا نگويد يا درمقابل چه بازيگري بازي کند يا همبازي شدن با يک بازيگر را رد مي کند. و اين اتفاقات در سينمايي اتفاق مي افتد که به غلط به نام را سينماي حرفه اي مرسوم شده زيرا بنده به شخصه اعتقادي به سينماي حرفه اي در ايران ندارم. اگر هم بخواهيم فيلمي را به پشتوانه بازيگران ستاره پيش ببريم حداقل نياز به سه بازيگر سوپراستار وجود دارد که با هزينه اي چندصد مليوني اين امر امکان محقق خواهد شد. اما در رده بعدي اين بازيگران، تعداد زيادي هنرپيشه وجود دارند که فقط يک نام شناخته شده هستند و کسي بابت يک نام شناخته شده هزينه اي نخواهد کرد و بودن و نبودن اين نامها در يک فيلم به لحاظ اقتصادي کارکرد و توجيهي ندارد. لذا به اين نتيجه رسيدم فيلمي را با تعدادي چهره جديد کار کنم. چهره هايي که اداهاي مرسوم حرفه اي را نداشته باشند. افرادي که کم تجربه هم نيستند و در زمينه بازيگري حتي در تئاتر تجربياتي داشتند. لازم به ذکر است بازيگران حاضر در فيلم از بين چندصد نفر انتخاب شده اند و به اين ترتيب با اين نيت ساخت فيلم را شروع کردم که بار فيلم را به جاي بازيگر، قصه فيلم به دوش بکشد.

درست است که توليد با کسي شوخي ندارد و بايد مولفه هاي توليد رعايت شود ولي اين کار را خودزني نمي دانم. من دنبال تجربه کردن بودم و اگر به گذشته برگردم نه ديگر قدرت اين تجربه را دارم و نه فضاي تکرار اين تجربه وجود دارد. به نظرم يک بار براي هميشه بايد اين اتفاق مي افتاد. به صورت کلي بايد بگويم ادعاي فيلمسازي ايده آل در کشور با توجه به فقدان شرايط و امکانات ايده آل ادعايي پوچ است. حتي در بهترين شرايط مالي هم ساخت فيلم ايده آل  مور_د نظرکارگردان تجربه نشده به طوري که همواره در توليد نقايصي وجود دارد. اما در فيلمي که توليد کرديم در همان بضاعت کم با توجه به تعهدي که به مخاطب همواره وجود دارد اين وسواس را داشتم که با استفاده از تکنيک ها و ايده هايي، نقيصه هاي توليد وپيش توليد و فقر امکانات کمتر در فيلم حس شود.

وقتي شرايط حرفه اي توليد مهيا نيست اين سؤال مطرح مي شود که آيا بايد کار کنيم و يا کار نکنيم نظر شما درباره اين مسأله چيست؟

بودن يا نبود مسأله اين است. اگر منتظر شرايط توليد مي خواهيم باشيم هيچوقت نمي توان به توليد رسيد و حتي ممکن است اين عدم شرايط باعث نا اميدي گردد و شخص را از فکر توليد منصرف کند. بايد فرقي بين کسي که در هرشرايطي مي ايستد و کار مي کند و کسي که کاري جز حرف زدن و انتقاد کردن نمي کند وجود داشته باشد. ايرادي که به منتقدين همواره وارد ميدانم اين است که اول شرايط توليد را حداقل يک بار تجربه کنيد و بعد شمشير تيز نقد را از رو ببنديد. شايد مطرح کنند که وظيفه ما نقد است اما اتفاقا کسي که ميتواند با زبان تند نقد، شخصي را در عرصه فيلمسازي نابود کند بايد شرايط توليد را درک کرده باشد.

وقتي به عنوان يک سازنده صحبت مي کنم ميگويم ساختن بهتر از نساختن استتوليد کار نوعي تمرين و ممارست و پي بردن به اشتباهات در ساختن اثر است. تا اين آزمون و خطاها و تجربيات وجود نداشته باشد خلق شاهکار ممکن نيست. اما بايد در اين تمرينات اين مساله هم در نظر گرفت که حداقل به ذائقه مخاطب لطمه اي وارد نشود.

سينماي دهه اول انقلاب را به آن دليل دوست داشتم که داراي يک ويژگي بود و آن اهميت نداشتن ماديات در سينماي آن روز بود. آنقدر وجه معنوي سينما قالب بود و ذات هنر در ساخت اثر حاکميت داشت که بحث مادي در آن به چشم نمي آمد و فيلمسازان قدرتمند و خلاقي با توجه به محدوديت ها ظهور کردند.

تا چه حد خود را ملزم به اين مي دانستيد که فيلمنامه را کاملا در مسير خود به اجرا درآوريد؟

اين بحث مقوله پيچيده اي است. اگر فيلمنامه اي را به عنوان سنگ بناي کار پذيرفتيم بايد اصول و چارچوبهاي آن کاملا رعايت گردد اما اين نکته را نبايد فراموش کرد که از کاغذ تا تصوير يک دنيا فاصله است. خيلي از سکانسها را روي کاغذ مي توان آورد اما تبديل آنها به تصوير امکان پذير نيست. لذا وظيفه من به عنوان فيلمساز اين خواهد بود که فضا و تصوير فيلمنامه را اجرا کنم و ضرب آهنگ فيلم را رعايت کنم اما در جاهايي مجبور مي شويم شرايط ساخت را برتصوير منطبق کنيم. که اين امر دخالت در قصه و عدم وفاداري به فيلمنامه نيست بلکه پيشبرد فيلم با توجه به بضاعت است. بنابر اين ترجيح من اين است که سکانسها به هم بريزد و متريالي با توجه به امکانات توليد آماده شود بدون اينکه به فيلمنامه لطمه اي بخورد.

بزرگترين مشکلي در فيلمسازي با آن روبرو هستيد چيست؟

بزرگترين معضل من اين است که در سينما آدمهايي وجود دارند که خود را حرفه اي مي دانند در حالي که حرفه اي نيستند و به اصطلاح هنوز غوره نشده مويز شدند و درحالي که دغدغه سينما ندارند وارد مقوله سينما شدند. بايد فرق بين تاجر و هنرمند مشخص شود. دغدغه معيشتي جاي خود اما هنر بر همه مسائل مالي مقدم است. نوع برخورد من با اين افراد اين است که اگر نتوانم ديدگاه فرد را تغيير دهم، با افرادي از اين دست کارنمي کنم.

با توجه به اين که در اکثر کارهاي شما فيلمنامه نويس همسرتان هستند رابطه شما در کار با ايشان چگونه است؟

به صورت کاملا حرفه اي است. وقتي سوژه اي شکل مي گيرد که قرار است من آن را بسازم از ابتدا تا انتهاي پرداخت فيلمنامه اعمال نظر خواهم کرد. اولين شرط من براي ساخت يک فيلم علاقه خود من به سوژه و اعمال نظر در فيلمنامه است و ضمن احترام متقابل، قائل به اين هستم که نظريات و اعتقادات من به عنوان کارگرداني با شخصيت حرفه اي مخصوص به خود بايد در نظر گرفته شود تا اثري از من فيلمساز هم در کار ديده شود. اگر در موضوع اعمال نظرات هم در فيلمنامه به نتيجه رسيديم وارد توليد خواهيم شد و اگر اين تفاهم بوجود نيامد کار توليد نخواهد شد.

برگرديم به بحث منو اشتباه گرفتي و خاطرات کار آيا خاطره اي از توليد فيلم داريد؟

براي من از روز اول پيش توليد تا گرفتن سکانس آخر خاطره بود. خاطره هاي خوب و يا بد که به شخصه خاطرات بد را هم دوست دارم چون نيت، تجربه کردن بود و در بحث تجربه هر خاطره اي شيرين است. براي من اين امر که برخلاف کارهاي گذشته ام اجازه ندادم نظرات شخصي ديگران در کار وارد شود يک امتياز محسوب مي شود. کسي که متعصبانه به درستي نظريه خود در پيشبرد فيلمنامه و فيلم پافشاري مي کند و تأکيد بر اجراي نظرش دارد به نظرم انساني ديوانه است. چرا که در مسير توليد چالشهايي وجود دارد که متغير بوده و قابل پيش بيني نيستبا توجه به تجربه بنده معمولاً با اعمال اين نظرها خروجي کار مثبت از آب در نمي آيد و اين بين کسي که متضرر مي شود من به عنوان فيلمساز و صاحب معنوي اثر هستم و به نوعي از دو جهت ضربه مي خورم. به اين شکل که نه تنها در پياده کردن نظر خود موفق نبوده ام بلکه ايده اي را در اثر وارد کردم که نظر من نبوده است و در نتيجه نه کار با من سازنده ارتباط برقرار مي کند و نه تجربه شخصي من بوده است. اما در منو اشتباه گرفتي هرآنچه که در فيلم رخ مي دهد نظر خود بنده است و همه اتفاقات فيلم را دوست دارم. هيچ شخصي در کار به من تحميل نشده و در نتيجه حتي با شکست کار من بازهم اين تجربه را دوست خواهم داشت.

 

نظرات

نظری برای این خبر ثبت نشده است.
در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • نسل انقلاب مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نسل انقلاب از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.
CAPTCHA Image
Refresh Image